تبليغاتX
# کوئست قویترین نتورک مارکتینگ دنیا #
>> آینده از آن ماست <> طرز فکر عالی= زندگی عالی<<
 مواظب باشيد رو يا هايتان را ندزدند

 

دوستي به نام "مونتي رابرتز" دارم، كه صاحب يك مرتع پرورش اسب در سان سيدرو است. بار آخري كه آنجا بودم پس از معرفي كردن من به مهمانان گفت: "بگذاريد بهتان بگويم چرا به جك اجازه ميدهم از خانه ام استفاده كند. داستانش به مرد جواني بر ميگردد. او پسريك مربي اسب بود كه از اصطبلي به اصطبل ديگر و از مزرعه اي به مزرعه ديگر ميرفت و اسب پرورش ميداد. به همين خاطر تحصيلات دبيرستاني پسر مدام با وقفه مواجه ميشد. يك روز در مدرسه از پسر خواستند در مورد اينكه دوست دارد در آينده چه كاره شود بنويسد. آن شب او اهداف زندگي اش و اين كه ميخواهد صاحب يك مرتع پرورش اسب شود را در هفت صفحه شرح داد. او روياهايش را با جزييات بسيار دقيقي توضيح داد و حتي نقشه اي از يك مرتع 50 هكتاري كشيد و جاي تمام ساختمانها ، اصطبلها و زمين هاي تمرين را روي آن مشخص كرد. سپس نقشه دقيقي از يك خانه 1000 متري كشيد كه در همان مرتع واقع ميشد. او با جان ودل روي اين پروژه كار كرد وروز بعد آن را به معلمش تحويل داد. دو روز بعد وقتي برگه هايش را تحويل گرفت روي صفحه اول نوشته شده بود:"بسيار بد. بعد از كلاس بيا با هم صحبت كنيم."

پسر رويايي داستان ما پس از كلاس سراغ معلم رفت و از او پرسيد:" براي چه روي برگه ام نوشته بوديد بسيار بد؟" معلم گفت:"چون رويايي دست نيافتني از پسركي جوان بود. تو پولي نداري. از خانواده اي سرگردان و بي خانمان هستي و هيچ پشت و پناهي هم نداري. تملك مرتع پرورش اسب پول زيادي مي خواهد. بايد پول زيادي بابت خريد زمين پرداخت كني و براي خريد اسب هاي اصيل كه بتواني از زاد و ولد آنها اسب پرورش بدهي هم به پول نياز داري ضمن اينكه براي بناي اصطبل و ساختمان ها هم مبالغ هنگفتي بايد پول هزينه كني همانطور كه ميبيني هرگز نخواهي توانست چنين كاري بكني." و بعد اضافه كرد:" فرصت ديگري به تو ميدهم اگر در مورد هدف دستيافتني تري بنويسي نمره ات را تغيير ميدهم."

پسر به خانه برگشت و در مورد صحبت هاي معلمش فكر كرد. در نهايت سراغ پدرش رفت و از او پرسيد بهتر است چه كار كند؟ پدرش گفت:" ببين، پسرم تو بايد خودت در اين مورد تصميم بگيري هر چند كه فكر ميكنم اين تصميم گيري براي آينده ات بسيار مهم باش."

سرانجام پس از يك هفته فكر كردن پسر همان اوراق را به معلم باز گرداند  و هيچ تغييري در آنها ايجاد نكرد فقط روي يك برگه نوشت:" شما ميتوانيد نمره بدي برايم منظور كنيدولي من ترجيح ميدهم رويايم را حفظ كنم." و آن را به همراه ورقه ها به معلمش تحويل داد.

سپس مونتي، رو به حضار كرد و گفت:" اين داستان را برايتان تعريف كردم چون شما هم اكنون در خانه 1000 متري من وسط يك مرتع 50 هكتاري قرار داريد. من هنوز اوراق مدرسه ام را حفظ كرده ام ميتوانيد قاب شده آنها را روي شومينه ببينيد." سپس ادامه داد:" بهترين قسمت داستان تابستان سال پيش اتفاق افتاد كه همان معلم 30 دانش آموز را براي يك اردوي يك هفته اي به مرتعم آورد. وقتي داشتند مي رفتند رو به من كرد و كفت:" راستش مونتي، الان ميفهمم زماني كه معلمتان بودم بعضي وقتها روياهاي شاگردانم را ميدزديدم. طي آن سالها روياهاي بسياري از بچه ها دزديدم ولي خوشبختانه تو آنقدر سرسخت بودي كه تسليم نشوي."

اجازه ندهيد  كسي روياهايتان را بدزدد، دنبال روياهايتان باشيد مهم نيست چه پيش مي آيد.

 

 

|+| نوشته شده توسط تیم 6006 در | --- |
 مديريت زمان در تجارت

اگر بخواهيم به يك مشكل مشترك در تمامي تجارت‌ها اشاره‌كنيم بايد مساله‌ي مديريت زمان به‌عنوان نخستين گزينه، موردتوجه قرارگيرد به زبان ديگر زمان در عين آن‌كه مي‌تواند بهترين ياور ما در تجارت باشد، به همان نسبت مي‌تواند بزرگ‌ترين دشمن نيز محسوب‌گردد. وجود مديريت زمان محور اساسي يك روز كاري است. درحالي‌كه عمليات‌هاي بزرگ منابع مختلف، اعم از انساني و غيره را در اختيار دارند، ما مي‌توانيم متدهاي مختلفي را براي شروع يك كار برنامه‌ريزي كنيم، ولي در يك تجارت كوچك كه ما داراي منابع و كاركنان اندك مي‌باشيم راهي جز اين وجودندارد كه افراد با بالابردن تمركز خود به اداره‌ي كليه امور از كارهاي روزمره تا استراتژيك و مهم بپردازند. در اين‌جا از شما دعوت مي‌كنم تا به‌جاي خواندن يك كتاب جديد براي رفع مشكلات زمان به ده نكته اساسي در مديريت زمان توجه‌فرماييد:


1- يك فهرست قانون‌مند و واضح از كارهاي روزمره تنظيم نماييد. شما مي‌توانيد در اولين ساعات روز، يا شب قبل، يك ليست از كارهايي كه درطول يك روز مايل به انجامش هستيد تهيه نماييد و بر اساس يك سيستم مثلا الفبايي كارها را اولويت‌بندي كنيد. مثلا شما مي‌توانيد حرف لاتين A را براي كارهاي با اولويت بالا، و حرفB را براي كارهاي روزمره، و حرف C را براي اموري كه براي انجام آن‌ها نيازمند اتمام كارهاي A و B مي‌باشيد انتخاب كنيد. يعني به زبان ديگر كارهايي كه فورا بايد به آن‌ها رسيدگي شود تحت‌عنوان A و كارهايي كه كارهاي ضروري بوده ولي انجام سريع آن‌ها لازم‌نيست، تحت‌عنوان كارهاي B يادداشت شوند، و كارهاي C براي كارهاي با اولويت كم‌تر كه لازم‌است بعد از اتمام كارهاي رديف A و B انجام‌شود در نظر بگيريد.
2- به اولويت‌هاي A، B و C در انجام كارها توجه نماييد. توجه به اين نكته ضروري‌است كه نه تنها تنظيم كارها بر اساس اولويت‌هاي A و B و C لازم‌است بلكه عمل به وضعيت اولويت‌ها نيز مساله ديگري است كه بايد به آن توجه وافر داشت. عمل به اين نكته باعث مي‌گردد كه شما در برنامه‌ريزي زماني خود بيش‌تر به حقايق نزديك‌باشيد.
3-  هم‌گروه‌سازي فعاليت‌ها. با استفاده از اين روش شما قادر خواهيدبود كه با توجه به فعاليت‌هاي طبقه A ، B و يا C فعاليت‌هاي هم‌گون را با يكديگر هم‌گروه نموده ودر يك زمان خاص به انجام آن‌ها بپردازيد. مثلا شما مي‌توانيد فعاليت‌هاي تلفني خود را اعم از اين‌كه مربوط به طبقه A يا B باشد، در يك ساعت مشخص انجام‌دهيد تا لازم‌نباشد كه از يك نوع فعاليت به فعاليت ديگر پريده و سپس به فعاليتي از نوع ديگر بازگرديد، و همان‌طوركه گفته‌شد شما مي‌توانيد مثلا فعاليت‌هاي تلفني را در يك ساعت خاص، جلسات را در ساعاتي ديگر، و قرارهاي ملاقات برون سازماني را در ساعاتي ديگر انجام دهيد.
4- درصورتي‌كه بچه‌دار هستيد بچه‌ها را جزيي از فعاليت‌هاي روزمره و تجارت خود در نظر بگيريد. به‌جاي آن‌كه به بچه‌ها به‌عنوان بمب‌هايي نگاه‌كنيد كه هرلحظه قادر به قطع‌كردن رشته‌ي كاري شما مي‌باشند به شما توصيه مي‌كنيم كه برنامه‌هاي كاري خود را با درنظر گرفتن وجود آن‌ها نيز ادامه دهيد. اگرچه بر اساس تجربه مي‌دانم كه اين كار، كار آساني نيست اما شما مي‌توانيد تجارت و بچه‌هاي خود را در آن واحد در يك روز سازمان‌دهي نماييد .
5-  بهره‌گيري از امتيازات تكنولوژي. تكنولوژي نوين، امروزه داراي قابليت‌هاي بسيار زيادي مي‌باشد كه مي‌تواند در برنامه‌ريزي زمان و استفاده بهينه از زمان به شما ياري‌رساند. از اين قبيل مي‌توان به يادآوري كننده‌هاي ديجيتالي و يا تايمرها نيز اشاره نمود. در رابطه با تايمرها مثلا شما مي‌توانيد آن‌ها را براساس دوره‌هاي 15 دقيقه‌اي تقسيم‌نموده، تا هر 15 دقيقه يك‌بار با چند سيگنال، گذشتن 15 دقيقه از زمان را به شما اطلاع‌دهند و بهاين ترتيب شما بهتر به گذشت زمان توجه مي‌كنيد.
6-  براساس توانايي‌هاي خود عمل‌نماييد. آيا شما يك فرد سحرخيز هستيد؟ اگر اين‌چنين است سعي‌نماييد تا فعاليت‌هاي خلاق خود را مثل نوشتن بروشور يا برنامه‌ريزي‌هاي تجاري، صبح‌ها انجام‌دهيد و سعي‌نماييد كارهايي را كه نياز كم‌تري به فكركردن دارند را در زمان‌هايي كه احساس خستگي بيش‌تري مي‌نماييد انجام‌دهيد. كارهايي همچون خواندن نامه‌هاي كاركنان و ارتباط صميمي با زيردستان.
7-  از شكاف‌هاي زماني استفاده‌ي بهينه نماييد. بسيار پيش مي‌آيد كه شما قبل از شروع يك ملاقات و يا انجام كاري 5 تا 10 دقيقه زمان اضافي بياوريد شما در اين زمان مي‌توانيد مثلا يك نامه تشكرآميز به يكي از مشتريان خود بدهيد كه جزء ليست فعاليت‌هاي C شما بوده. شايد انجام اين كار به نظر بي‌اهميت جلوه‌نمايد ولي دانستن اين نكته ضروري‌است كه حداقل يك كار از ليست شما بدين روش پاك‌شده‌است.
8-  از گوشه‌گير بودن خجالت‌نكشيد. تماس‌هاي تلفني غيرضروري و غيرمنتظره و هم‌چنين ملاقات‌كنندگاني كه قبلا وقت نگرفته‌اند، مي‌توانند بهترين برنامه‌ريزي‌ها را نيز خراب كنند. پس اگر شما لازم مي‌دانيد كه يك يا دو ساعت در روز را به كارهايي كه به تمركز بالا نيازدارند اختصاص‌بدهيد، مي‌توانيد سيستم پاسخ‌گوي خودكار تلفن را فعال‌نموده و از پذيرش ملاقات‌كنندگان امتناع‌ورزيد. زيرا هميشه وقت براي صحبت‌كردن و بودن در چنين ملاقات‌هايي هست.
9- حتما از تنفس‌هايي به‌منظور Relaxation و شل‌سازي عضلات استفاده‌نماييد. از آن‌جايي كه هر انساني داراي نيازمندي‌هايمختلفي است و هيچ‌كس عملا نمي‌تواند مانند يك ماشين كاركند، پس بهتر است به‌جاي كاركردن از سپيده‌دم تا غروب، يك‌سري تنفس‌هاي يك ساعته يا نيم ساعته در كار خود برنامه‌ريزي نمايد تا باعث‌شود بتواند كار خود را با انرژي بيش‌تر و سرحال‌تر ادامه‌دهد.
10- چگونه مي‌توان از صحت برنامه‌ريزي زماني خود مطلع‌شد؟ بعد از اين‌كه شما برنامه‌ريزي زماني خود را انجام‌داديد، مي‌توانيد به سادگي متوجه‌شويد كه آيا يك برنامه‌ريزي زماني مناسب داشته‌ايد يا خير؟ و راه تشخيص آن به سادگي اين مي‌باشد كه آيا در پايان روز وقت كافي براي استراحت و تفريح داريد يا خير؟ اگر جواب شما مثبت است پس برنامه‌ريزي زماني شما بسيار خوب بوده‌است و اگر نه، سعي‌نماييد تا كارها را طوري تنظيم نماييد كه از يكديگر فاصله زماني كمتري داشته و زودتر پايان پذيرد.   

|+| نوشته شده توسط تیم 6006 در | --- |
 نظام باورها

مطلبی که در زیر می خوانید قسمتی از کتاب تکنولوژی فکر دکتر آزمندیان است که در مورد نظام باورها صحبت می کند .

بشر در آستانه این قرن به این باور رسیده است که با استفاده از تکنولوژی فکر می تواند تمام به ناکامی های گذشته خود پایان داده و از نو تحولی بزرگ در خود ایجاد نموده و با یک حرکت نرم افزاری در وجود خود , تمام سیستم تفکر و باورهایش را عوض کرده و به شخصیت جدیدی و در نهایت به دنیایی از اعتماد به نفس , سلامتی , نشاط و آرامش رسیده و زندگی نوینی را پایه گذاری کند. هر آنچه را که بخواهد , بیندیشد و خلق کند . عالی ترین ارتباطات را با انسانها برقرار کرده و در همه عرصه های زندگی خود طوفانی از موفقیت به پا کند .

اساس این تکنولوژی استفاده درست از قدرت بیکران ضمیر ناخودآگاه است . ضمیر ناخودآگاه یک کامپیوتر بسیار عظیم , قدرتمند و با سرعت پردازش بی نظیر است که می تواند تحولی عظیم را در انسان به وجود آورد .

در دنیای انسان همه چیز از فکر آغاز می شود و فکر اولین قدم برای رسیدن به هر دستاوردی برای بشر است به این علت در دین مبین اسلام به پدیده فکر این گونه بها داده شده است , که (( یک ساعت درست و زیبا اندیشیدن را معادل ۷۰ سال عبادت می داند )) اینجاست که فکر عامل اولیه تحول و دستاوردهای آدمی است . و اصولا در قرآن کریم آنجایی که خدای رحمان به پاره ای از آیات تفکر آمیز خود اشاره می کند در پایان می فرماید : (( اینها آیات و نشانه هایی است برای انسانهایی که تفکر می کنند )).

تکنولوژی فکر این مقوله را در انسان بطور سیستماتیک و اصولی سامان می دهد و او را به گونه ای برنامه ریزی می کند که بطور اتوماتیک درست , زیبا و خلاق بیندیشد . اگر انسانها بتوانند با اشتیاق فراوان به علم , ثروت , سلامت , آرامش و معنویت فکر کنند قطعا عالم , ثروتمند, سلامت , آرام و با دنیایی از معنویت زندگی خواهند کرد و در دنیا و آخرت سعادتمند خواهند شد. این موفقیت نصیب کسانی خواهد شد که اینگونه بیندیشند.

به امید روزی که همه ما اینگونه بیندیشیم .
|+| نوشته شده توسط تیم 6006 در | --- |
 مدیریت نگرش

چگونه مي‌توان تنفرها را به عشق، كينه‌ها را به محبت، يأس‌ها را به اميد، دشمني‌ها را به دوستي، زشتي‌ها را به زيبايي، ضعف‌‌ها را به قوت، شكست‌ها را به موفقيت، تلخي‌ها را به نشاط و مشكلات را به فرصت‌ها تبديل نمود؟

     بعضي‌هاي در هر فرصتي كه پيش مي‌آيد به مشكلاتش مي‌انديشند اما برخي‌ها در مشكلات به فرصت‌ها مي‌انديشند. برخي از نردبان نگرش‌هاي سازنده صعود مي‌كنند و برخي به خاطر داشتن نگرش‌هاي غلط سقوط مي‌كنند. نوع نگرش‌ها در بركشيدن يا فرو كشيدن انسان بسيار مؤثرند. براي فهم و درك بيشتر تأثير نگرش‌ها در زندگي آدمي توجه به نكات ذيل ضروري است :

1- نگرش‌ها نوع زندگي ما را مشخص و تعيين مي‌كنند:

     نگرش‌ها نمايانگر توقعات ما از زندگي است. زندگي ما بي‌شباهت از هواپيما نيست اگر بيني ما رو به بالا باشد صعود مي‌كنيم و گر رو به پايين باشد خطر سقوط وجود دارد.

      در اين زمينه به داستان ذيل توجه كنيد تا اهميت نوع نگرش بيشتر مورد توجه قرار گيرد. پدربزرگ عصرها دراز مي‌كشد و چرت مي‌زند يكي روز نوه‌هاي پيرمرد براي شوخي كمي پنير بدبو لاي سبيل پدربزرگ مي‌ريزند. اندكي بعد پدربزرگ از خواب بيدار مي‌شود و با خود مي‌گويد اين اطاق چه بوي گندي دارد! به طرف آشپزخانه مي‌رود حس مي‌كند آشپزخانه هم همان بوي بد را مي‌دهد. از آشپزخانه به بيرون از خانه مي‌رود تا هواي تازه تنفس كند. اما با تعجب متوجه مي‌شود كه هواي بيرون هم ناراحت كننده است. بنابراين با لحن اعتراض آميز مي‌گويد : همه دنيا را گند گرفته! زماني كه طرز فكر ما به پنير بد بو آغشته باشد تمام دنيا بوي بد مي‌دهد.

     حقيقت يكي است اين واقعيت‌ها هستند كه متفاوت جلوه مي‌كنند. ادراك انسان‌ها تابع افكار و انديشه‌هايشان است براي تغيير زندگي منتظر تغيير ديگران و يا منتظر عوض شدن دنيا نباشيد بلكه تغيير را در خود جستجو كنيد و منتظر معجزه نباشيد بلكه خود معجزه‌گر باشيد.

     بزرگي مي‌گويد 25 سال تلاش كردم براي زندگي بهتر زنم را تغيير دهم نتوانستم 25 دقيقه فكر كردم كه خودم را تغيير دهم، وقتي كه خودم را تغيير دادم زندگي جهنمي ما زندگي بهشتي شد. آحاد جامعه ما نيازمند اين پيام الهي هستند تا باور كنند كه مي‌توان جور ديگر ديد و به گونه‌اي ديگر هم زيست.

2- نگاه و نگرش ما تكليف روابط ما را با مردم معلوم مي‌كند:

     سرتاسر زندگي ما متأثر از روابط مردم است اما همچنان چگونگي ارتباط مؤثر با مردم يكي از چالش‌هاي دشوار زندگي است با برخي مردم نمي‌توان ارتباط مؤثر ايجاد كرد و بدون آنها نيز نمي‌توان كارها را پيش برد. در برقراري ارتباط با ديگران به ياد داشته باشيم كه :

-         آنچه درون وجود ما اتفاق افتاده، درون وجود هيچكس ديگر به همان صورت رخ نداده است

     گاهي طرز برخورد ما مانند آن را راننده‌اي است كه پس از تصادف از خودرو بيرون مي‌پرد و فرياد كنان به راننده مقابل مي‌گويد : شما چه مرگتان شده است؟ امروز تو پنجمين نفري هستي كه به ماشين من مي‌زنند! نگرش مثبت عامل موفقيت است افرادي پيشرفت و ترقي مي‌كنند كه نگرش سازنده داشته‌اند. پيشرفت و ترقي به اين افراد نگرش برجسته نمي‌دهد بلكه نگرش برجسته است كه سبب موفقيت آنها مي‌شود.

     زندگي ما عكس‌العمل‌هايي از عمل ما است. يك انديشه زيبا و مثبت، يك بهشت را در زندگي مي‌سازد و يك انديشه غلط و منفي جهنمي را در دنياي انسان خلق مي‌كند. انسان‌ها هر آنچه را بيانديشند خلق مي‌كنند. فرق يك انسان موفق با يك انسان شكست خورده در نظام تفكر و انديشه آنها نهفته است. فقر نتيجه فكر فقيرانه يك انسان است و ثروت حاصل فكر ثروت جويانه يك انسان ديگر، انسان‌ها همان هستند كه مي‌انديشيدند.

3- تنها فرق بين موفقيت و شكست، نوع نگاه است :

     شما در هر كاري اگر فكر كنيد كه موفق مي‌شويد يا فكر كنيد كه شكست مي‌خوريد، در هر دو صورت درست فكر كرده‌ايد. اگر فكر كنيد كه موفق خواهيد شد، اين انديشه مثبت به عنوان موتور محركه شما را به حركتي و عملي وا مي‌دارد كه آن حركت و عمل، شما را به موفقيت مي‌رساند و اگر از قبل فكر كنيد كه شكست خواهيد خورد، نوع رفتار و عملتان به گونه‌اي شما را به شكست رهنمون خواهد شد.

     افرادي كه دائماً روي بدبختي‌ها، ناراحتي‌ها و مشكلات زندگي متمركز مي‌شوند، زندگيشان به شكست مي‌انجامد و آنهايي كه مرتباً به زيبائي‌ها، شادي‌ها و موفقيت‌هاي زندگي متمركز مي‌شوند، به موفقيت نيز مي‌رسند. به همين خاطر گفته مي‌شود از تمركزهاي خود مراقبت كنيد، به عنوان مثال تمركز به روي يك منظره زيبا در انسان روحيه بالاو فكر مثبت ايجاد مي‌كند و تمركز روي منظره زشت و دلخراش انشان را مأيوس و فكر منفي توليد مي‌كند.

     نوع پرسش‌هايي كه ما از خود مي‌كنيم كيفيت زندگي ما را رقم مي‌زند ممكن است سئوال بدينگونه باشد : چرا من خوشبخت هستم؟ يا چرا من بدبخت هستم؟ فرق اين دو سئوال فاصله بين خوشبختي و بدبختي است به نظر شما اين دو سئوال چه تأثيري در زندگي ما دارند؟

ارتباط بين دو انسان ارتباط بين دو دل است، بر هر دلي يك قفل رمزداري است كه هنر انسان‌ها در پيدا كردن رمز آن قفل‌ها است، تا بتوانند خانه دل انسان‌ها را بگشايند. البته در ارتباطات هدف فقط گشودن قفل خانه دل نيست بلكه بايد توانايي اين را داشت پس از گشودن بتوان در آن نقشي زيبايي نيز به تصوير كشيد.

4- نگرش اوليه در انجام هر كاري بسيار مهمتر است:

     وجود نگرش درست در شروع هر كار و فعاليتي ضامن موفقيت و نتيجه كار است. سرنوشت و نتيجه بسياري از كارها پيش از شروع معلوم مي‌شوند. حكايت ذيل بيانگر نوع نگرش اوليه در فروشنده است.

     دو فروشنده مأمور مي‌شوند به جزيره‌اي رفته و در آنجا كفش بفروشند فروشنده اول به محض ورود به جزيره يكه خورد، زيرامتوجه شد كه اهالي آن جزيره كفش ندارند و لذا بي درنگ تلگرافي به شركت سازنده كفش فرستاد و پيغام داد ما فردا بر مي‌گرديم در اينجا هيچ كس كفش نمي‌پوشد.

     فروشنده دوم با ديدن همان صحنه ذوق زده شد و بي‌درنگ به شركت تلگراف فرستاد و در آن تقاضا كرد فوراً 10.000 حفت كفش براي من بفرستيد زيرا همه افراد اين جزيره كفش لازم دارند.

5- نگرش‌ها مي‌توانند گرفتاري و مشكلات را به خير و رحمت مبدل سازند:

     فرصت و مانع با هم چه فرقي دارند؟ فرق آنها در ديد ما است هر فرصتي مشكلي دارد و هر مشكلي فرصتي اصولاً انسان‌ها دو گونه هستند برخي از انسان‌ها اصولاً مثبت‌اند و اميدوار، چهره‌اي گشاده و متبسم دارند و از لحظه، لحظه زندگي لذت مي برند. در هر پيش آمدي به فرصت‌هاي آن مي‌انديشند و هر گونه موانع و مشكلات پيش‌آمدها آنها را تسليم خود نمي‌كند و اعتقاد دارند آينده بهتر از گذشته خواهد بود. از مشكلات به دليل اينكه فرصت‌هايي در اندرون دارند استقبال مي‌كنند و اعتقاد دارند فقط در گورستان، امنيت فراوان است، در بدر به دنبال حادثه و فرصت هستند.

     نوع دوم انسان‌ها بر خلاف دسته اول منفي‌نگر هستند مرتباً به نارسائي‌ها و كمبودها خود تمركز دارند همواره فكر و خيال منفي در سر دارند. چنين افرادي روحيه افسرده و غمگين دارند و چهره آنها همواره عبوس و گرفته است و از لحظه، لحظه زندگي رنج مي‌برند اينگونه افراد پنجره فرصت‌ها را بسته و از پشت پنجره نظاره‌گر رخدادهاي بد هستندو از ترس اينكه ممكن است در دل هر فرصتي مشكل باشد فرصت‌ها را يكي پس از ديگري از دست مي‌دهند. طرح سئوال اين است كه چگونه انسان‌هاي نوع دوم را به نوع اول تبديل كرد؟ براي پرواز در آسمان زندگي به دو بال نياز است :
1 – بال روحيه ، 2 – بال باور با ايجاد باورهاي درست و روحيه عالي مي‌توان مثل عقاب بلند پرواز شد باورهاي غلط و روحيه ضعيف فقط مي‌توان  مثل جغد در خرابه‌ها پرواز نمود.

6- نگرش ما مي‌تواند آينده‌هاي بسيار نويد بخش براي ما به ارمغان بياورد:

     نگرش‌هاي ما آينده را مي‌سازند، نگرش‌هاي خوب و زيبا آينده خوب و نگرش‌هاي منفي آينده‌اي بد را مي‌آفرينند در نبرد داود وجالوت، سربازان وقتي جالوت را مي‌ديدند وحشت زده با خود مي‌گفتند اين هيولا انقدر بزرگ است كه نمي‌توان او را كشت " اما داود همين غول را ديد و گفت : " ضربه‌هاي من حرام نمي‌شوند چون به هر جا بزنم به بدن او مي‌خورد.

     از فرنك لويد رايت معمار بزرگ و نام‌دار در سن 83 سالگي پرسيدند از ميان كارهاي بزرگي كه كرده‌اي كدام را بيشتر مي‌پسندي، او پاسخ داد كار بعدي را !

     نقل مي‌كنند از يك راننده تريلي 18 چرخ كه همواره در مسافرت و رانندگي هستي، چه مي‌كني كه خسته نمي‌شوي؟ در پاسخ گفت بعضي راننده‌ها صبح‌ها « سركار مي‌روند، ولي من از اين شهر به آن شهر ماشين سواري مي‌كنم ».

     آينده‌اي وجود ندارد بلكه آينده را مي‌سازند. انسان‌هايي كه نگرش‌هاي مثبت دارند آينده‌اي پر از موفقيت خواهند داشت زيرا باورهاي خوب، انديشه‌هاي زيبا در نتيجه تلاش‌هاي مؤثر خواهند داشت آنهايي كه نگرش‌هاي منفي، باورهاي غلط، انديشه‌هاي نادرست دارند آينده آنها را هر طور خواست مي‌سازد.

|+| نوشته شده توسط تیم 6006 در | --- |
 کنسرت ابی و شادمهر برگزار شد.
سلام . کنسرت با شور و هیجان خاصی برگزار شد.

 

|+| نوشته شده توسط تیم 6006 در | --- |
 BERNHARD H. MEYER
 
|+| نوشته شده توسط تیم 6006 در | --- |
 
 
بالا